نجم الدين ابو الرجاء قمى
314
تاريخ الوزراء ( فارسى )
ابن آوى را پدر نباشد آدمى نام 28 پ اثر كاردانى او بر دينار نقش آمد 154 ر اجرام علوى پيش همت كسى پست بودن 73 پ احتلام عنين 20 ر احتشام قديم 137 ر احتمال كردن 167 ر احكام تمام داشتن 19 پ احكام كردن 151 پ احكامى كردن 203 ر احمد پارينه بود 45 ر احياء موات 105 پ اختر درفشان در پرده شدن 218 پ اختر وارون 89 پ اختران فلك هم روزى در مغاك خواهند افتاد 40 پ اختصاص داشتن 13 پ اختلال در كار ديدن 83 پ اخلاط معجون 62 ر اخلاقى چون روز متلون كه ساعتى آفتاب باشد و ساعتى باران بارد 189 پ اخوات بسيار داشتن 167 ر ادوات بزرگى 69 پ ادهم شب 12 ر اديم جز از سهيل صلاح نپذيرد 43 پ اراقم در جنبش آمدن 79 پ ارزانى داشتن 146 پ ارزانى داشتن 211 - 228 پ ارغوان بستان مكارم 147 پ ارغون جهانسوز 83 پ ارجاف گفتن 176 ر اژدهاى هفتسر 179 ر از آب جنباندن زبدهاى حاصل نيايد 6 پ از آب گنديده سمن مروت پژمردن 16 ر از آتش دوزخ جز عذاب و محنت نباشد 36 پ از آسيمگى سرگردان شدن 162 پ از آفتاب بسيار وقت باشد كه پرهيز كنند 177 پ از آفتاب جامه دوختن 144 ر از آن خنده دهانش پر زر شد 181 پ از آنچه عنكبوت بافد ، جامه نشايد دوختن 177 پ از اسب تازى فرود آمد و بر خرى لنگ و شترى بىپالان نشست 84 پ از ابر خون باريدن 50 ر از ابر دانش كسى گوهر باريدن 222 پ از استسقاء كم كس جان برد 128 پ از اوباش اين معنى پسنديده نباشد ، از بزرگان خود چون بود 186 پ از ايشان نه خمير آيد و نه فطير 9 پ از اين دست 167 پ از اين دندان 30 پ از اين رباط ناهموار لابد ببايد رفتن ، و بر تل فنا ناچار ببايد گذشتن 190 پ از باد جز سوسمار فربه نشود 127 ر